تبليغاتX
ویلای اختصاصی - ورود اکیدا ممنوع
 

نرو

اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه  فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
              جرم تمومشون فقط لذت آشناييه


 

نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 15:49 موضوع | لینک ثابت


‫دوستت دارم

http://youtube.com/watch?v=1v3glYtHkXo


 

نوشته شده توسط ماندانا در جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 22:12 موضوع | لینک ثابت


میخوام بگم دوسست دارم خیلی زیاد

And I want to tell you so much

I love you

 


 

نوشته شده توسط ماندانا در جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 22:5 موضوع | لینک ثابت


‫سلام ...خواننده لیونل ریچی

                

‫ ‫تنها بودم با تو در افکارم.

و در رویاهایم ترا بوسیده ام ... هزار بار

تو را می بینم که از کنار خانه ام می گذری.....

هی ...سلام،

آیا این من نیستم که به  دنبالش میگردی ؟

این را در چشمانت می خوانم

و در لبخندت می بینم

تو همان چیزی هستی که من همیشه خواسته ام..

آغوشم به رویت بازاست

.چرا که تو میدانی

آنچه را که می گویی

و  می توانی

آنچه را که می خواهی...

ومن می خواهم بگویم که چه بسیار

                                          دوستت دارم.....

دلم برای انعکاس تابش آفتاب به روی موهایت تنگ است.....

و اینکه بارها و بارها به تو بگویم

 که چقدر برایم عزیز هستی ...

احساس میکنم قلبم لبریز شده است...

هی ...سلام

 کاش می دانستی

 که تنها می خواهم بدانم  تو کجایی ، چه می کنی

آیا انجا که هستی احساس تنهایی می کنی؟

آیا در انجا کسی هست که تورا دوست بدارد؟

 به من بگو چگونه می توانم قلبت را تسخیر کنم؟

چرا که من هیچ نمیدانم.

اما بگذار اینگونه بگویم که :

               دوست ات دارم..

هی ...سلام....آیا این من نیستم که به  دنبالش میگردی؟

 


 

نوشته شده توسط ماندانا در جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 21:22 موضوع | لینک ثابت


خاطرات رو در رو

اگه بخوای می شینم کنار خاطراتت می شم یکی از قشنگاش

اگه خواستی چشمات رو ببند و دستت رو بکش روی صورتم ، منو لمس کن ، بو کن ، ببوسم

بذار طعم بوسه تو واسه یه خاطره ، خاطره بشه

چشمامو می بندم دستامو روی صورتت می کشم ، می بوسمت

می شینم کنار بقیه خاطراتت ، می شم یکی از قشنگترین هاش


 

نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 17:19 موضوع | لینک ثابت


سکوت

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند
گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش، روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود، ما را از خاموشی خویش بیرون کشد


 

نوشته شده توسط امیر در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 22:33 موضوع | لینک ثابت


‫تو هم برو

‫هیس هیچی

‫نگو

‫دیگه از گم شدن هیچکی نمیترسم.من اینقدر به گم شدن ادما که دوسشون دارم عادت کردم که وقتی از پیشم نمیرن وگم نمیشن تعجب میکنم،.توهم اگه خواستی بری بروگلم به فکر من نباش.من اینجا میمونم و به تو گاهی فکر میکنم که چقدر دوستت داشتم ودوستم نداشتی.نگو داشتم،نداشتی،اگه داشتی تنهام نمیذاشتی،.کاش میدونستم حالا که گمی کجایی،خدا کنه نمرده باشی،دیروز خواب دیدم مردی ،نه اینکه مردن بد باشه ها خوب همه یه روز میمیریم اما کاش قبل از اینکه من بمیرم وخدا نکرده تو بمیری،فقط یه بار دیگه به چشمای هم نگاه کنیم.

.

‫هیس هیچی نگو .


 

نوشته شده توسط ماندانا در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 19:26 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط ماندانا در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 4:22 موضوع | لینک ثابت


‫می می بی می می می می رو لو لو خورد

‫راستش داشتم سعی میکردم فارسی تایپ کنم که نمیشد اخرشم از اون همه حرف که توی دلم قلمبه شده بود و داشت خفه ام میکرد یه کلمه بی سرو ته به جا موند;می می . لابد کلی جنابان رفتن تو فکر که منظور از می می چه بوده و نکنه خدای نکرده زبونم لال گلاب به روتون می می همون می می یا مه مه هست.نه دیگه با این توضیحاتی که خدمتتون عرض فرمودم دیدید که از این خبرا نبوده و این می می از اون می می ها نبوده که شما خوشتون میاد.


 

نوشته شده توسط ماندانا در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 0:4 موضوع | لینک ثابت


باران

                                    

گوش کن به آوای ریزش باران گوش کن

                         به آوای مداوم آن گوش کن

با هر قطرهای از باران تو در می یابی که بیشتر دوستت دارم

بگذار در تمامی طول شب ببارد

بگذار عشق من به تو شکوفاتر شود


 

نوشته شده توسط امیر در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 21:45 موضوع | لینک ثابت


گم شدن

می ترسی از اینکه گم شم ، گم می شم ، پیدا می شم حتی اگر کسی که گم شد من نبودم یا اون که پیدا شد . من کس نیستم من هیچکس ام . من احساس دلتنگی عشقم ، حس امیرم ، من امیر احساسم . گم می شم ، پیدا می شم ...


 

نوشته شده توسط امیر در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 0:4 موضوع | لینک ثابت


http://www.youtube.com/watch?v=ImV6stmXGuE


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ماندانا در چهارشنبه سوم بهمن 1386 ساعت 3:23 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting